
روزی فرشته ای عقربی را دید که درون آب دست و پا می زند ، تصمیم گرفت عقرب را نجات دهد اما عقرب انگشت او را نیش زد. فرشته دوباره سعی کرد عقرب را از آب بیرون بکشد که عقرب باز او را نیش زد. کسی این را دید و پرسید: برای چه عقربی را که نیش میزند نجات می دهی؟ فرشته گفت: طبیعت عقرب نیش زدن است و طبیعت من عشق ورزیدن. چرا باید طبیعت نیش زدن عقرب مانع عشق ورزیدن من باشد.
عشق ورزی را متوقف مساز .
لطف و مهربانی خود را دریغ مکن .
حتی اگر دیگران تو را بیازارند .